زیباترین هدیه خدا ، رادین پسریزیباترین هدیه خدا ، رادین پسری، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 23 روز سن داره
پیوند بهار زندگیمونپیوند بهار زندگیمون، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

"ב ر نـــــیــــــــــ♥ـــــــــــمـــه راه پاییــــــــز "

ღ ღ♥ تولد تولد تولدت مبارک ღ ღ♥

    زیباترین روز آن روزی است که جهان وجود پر مهرت را حس کرد. تولدت مبارک...             این روزها روزهایی پر از دغدغه های شیرین و استرس های دلنشین برای منه ...   این لحظا ت رو دوست دارم و همه این مشغله ها برام شیرینه ،  چون به خاطر تو  ، تنها شیرینی  زندگیمه ...   به همین خاطر این دست نوشته ها روبرات می نویسم ، تا در آینده هم مروری باشه بر خاطراتم و هم اینکه بدونی که چقدر برام عزیزی  ...             &...
11 آبان 1391

... واژه نامه تخصصی رادین عسلی در یازده ماهگی ...

اّدی (دالی موشه) = دّ دّ دی = دّ دّ دّس = دست زدن ، تشویق کردن   چیه؟ همون چیه (در حالت عادی) چی ( در حالت عصبانیت) چّه  ( در حالت بی حوصلگی)   بو بو = خرس پو هو هو چی چی = بوق بوق چی چی  ( صدای قطار)           ...
10 آبان 1391

... شمارش معکوس تا تولد عشق زندگیم ...

این روزه ها ،  روزهای پر اضطراب همراه با نشاط خاصی برای منه... شمارش معکوس شروع شده و تمام سلولهای وجودم در حال کار و تلاش ... فکر اینکه تولد تنها هستیه زندگیمه ، دغدغه این روزهای منه... دغدغه هام و اضطرابم به خاطر چطور برگزار کردن جشن تولد پسریه  و نشاطم ، به خاطر حضور عزیزیه که می خوام واسه تولدش سنگ تموم بزارم ... نمی خوام چیزی کم بزارم و از طرفی می ترسم که چیزی از قلم بیفته ... یک سال واسه همچین روزی ، لحظه شماری کردم مثل نه ماهی که واسه دیدن روی ماهش، مجبور به تحمل گذشت سنگین  ثانیه ها و دقایق شدم ... ...
9 آبان 1391

... داستان یک روز بارانی ...

 ♥.♥   باران  ♥.♥   امروز صبح که چشمهای قشنگت رو بروم باز کردی هوای غم زده پائیزی و چشمهای خیس آسمون رو از یاد بردم هوای بارونیه پائیزی چیز تازه و شگفت انگیزی نیست چیز تازه اینه که تو امروز اولین بارونه پائیزی رو تجربه کردی ، حس کردی ، لمسش کردی ...   ღ♥ღ اولین تجربه بارونیت مبارک باشه عشقم ღ♥ღ   بارون شدیدی شروع به باریدن کرد ... نمی تونستم ببرمت بیرون ، صبر کردم تا بارون  نم نم بباره... وقتی شدت بارون کم شد ، بردمت رو تراس و با دستهای کوچولوت بارون رو م...
7 آبان 1391

××× جشن قدم رادین پسری ×××

    پسرگلم جشن قدم مبارک   به نام خدای مهربون جشن قدم رادین پسری                                                           ٣٠/٠٧/١٣٩١   ساعت ٧:٤٥ غروب پائیزیه روز یک شنبه و ما در انتظار مهمونهای عزیزمون هستیم و رادین عسلی هم لالا تشریف داره.........
30 مهر 1391

... در تدارک جشن قدم 3 ...

    ...با اینکه دوباره چند وقتیه شبها بد می خوابیو بد اخلاقی می کنی اما امشب هم خودت خوب خوابیدی و هم من تونستم خوب بخوابم... ایشیطون ، نکنه واسه اینکه جشنت خوب برگزار بشه باهام راه اومدی؟؟؟؟؟ پس اگه این طوره باید تا آخر شب باهام راه بیای...       به نام خداوند توانا   در تدارک جشن قدم ٣                                                 ...
30 مهر 1391

... در تدارک جشن قدم 2 ...

.... تقریبا برنامه هام واسه فردا ردیف شده بود ... به خونه که اومدم ، مشغول انجام کارهای تزئینی فردا شدم... به نام خدای جهان آفرین   تدارک جشن قدم ٢                                                                   ٢٩/٠٧/١٣٩١   امروز شنبه است و بعد از بیدار شدن ، من  و ...
29 مهر 1391